الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
446
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
مفتاح الكرامه نيز اين احتمال را داده است . « 1 » آراى ديگر مذاهب 19 . سرخسى : اگر كفيل را به سبب بدهى حبس كرد ، كفيل نيز مىتواند مكفول عنه را حبس كند تا وى را آزاد نمايد و اين در صورتى است كه به امر او باشد . « 2 » 20 . موصلى حنفى : . . . واجب آن است كه او را حاضر كند و در مكانى تحويل دهد كه بتواند او را محاكمه كند . . . پس اگر او را حاضر كرد چه بهتر و گرنه حاكم او را حبس مىكند . پس اگر مدت به پايان رسيد و او را حاضر نكرد وى را حبس مىنمايد و اگر او را حبس كرد و نزد قاضى ثابت شد كه از حاضر كردن او عاجز و ناتوان است ، او را رها مىكند . « 3 » 21 . سمرقندى : . . . از كفيل به نفس خواسته مىشود كه مكفول عنه را حاضر كند و اين در آن حال است كه حاضر كردن او ممكن و براى او مقدور باشد . ولى اگر به صورتى بود كه او قادر به حاضر كردنش نبود ، چنان چه اميد پيدا شدن مكفول عنه برود ؛ مثلا فعلا به سفرى رفته باشد ، در اين صورت مطالبه از كفيل در مورد حاضر كردن مكفول عنه تا مدتى كه اين امر براى او ممكن باشد به تأخير مىافتد و در آن موعد اگر او را تحويل نداد و معلوم شد كه كوتاهى مىكند ، كفيل را حبس مىكند . پس آنگاه ، اگر براى قاضى با دلايل و قراين يا شهادت شهود آشكار شد كه او قادر به تحويل دادن مكفول عنه نيست ، او را از حبس خارج مىكند و منتظر مىماند تا زمان قدرت و امكان فرارسد ؛ همان گونه كه در اعسار در مورد دين حكم همين است . آنگاه كه قاضى او را از زندان خارج مىكند ، طلبكاران مىتوانند ملازم و همراه او باشند ( او را تحت نظر داشته باشند ) و قاضى نمىتواند آنان را منع كند و البته طلبكاران نيز نمىتوانند او را از كار و اشتغال بازدارند ، همان گونه كه در افلاس حكم همين است . « 4 » 22 . ابن رشد : فقيهان در اينكه حكم كفيل به نفس در صورت غايب شدن مكفول عنه چيست سه قول متفاوت دارند : . . . قول دوم اينكه كفيل حبس مىشود تا آن زمان كه او را
--> ( 1 ) . مفتاح الكرامه ، ج 5 ، ص 434 . ( 2 ) . مبسوط ، ج 20 ، ص 89 و نك : ج 19 ، ص 164 . ( 3 ) . اختيار ، ج 2 ، ص 167 . ( 4 ) . تحفة الفقهاء ، ج 2 ، ص 243 .